موضوعات سایت

برای تعجیل در فرج

من درهمه حـال از احوال پیـروانم آگاهم.امـام زمان(عج).

Loading ... Loading ...

ارزشیابی سایت

ارزیابی شما از سایت

Loading ... Loading ...

ورودی های سایت

برای ارزشیابی سایت،بفرماییدشما از کدام قشر جامعه هستید؟

Loading ... Loading ...

امدادهای غیبی جدی بگیرید

امدادهای غیبی در هشت سال دفاع مقدس را جدی بگیرید

تعریف می کرد که:درسال ۱۳۶۶درنزدیکیهای شهرحلبچه عراق بودیم وخود را برای عملیات والفجر۱۰آماده می کردیم .منطقه ی پدافندی بود وعراق فکر این را نمی کرد که روزی رزمندکان اسلام از اینجا عملیات کنند .قبل از عملیات در قالب یک تیم ۵نفره شبهابرای شناسایی موقعیت جغرافیایی وتجهیزات دشمن به خطوط آنها نفوذ میکردیم عراقیها برای جلوگیری از نفوذ نیروهای اسلام ۵۰متر مانده به سنگرهایشان از سیم خاردار ومین استفاده کرده بودند.بنحوی که بارها ما از میدان مین عبور کرده بودیم ودر راه بازگشت متوجه مینهای کاشته شده میشدیم.تپه ای که ما برای شناسایی میرفتیم بنام تپه شَرام بودکه موقعیت فرماندهی تپه های مجاور را برعهده داشت .فاصله نیروهای خودی وعراقیها حدود۵کیلومتر بود.آخرین شبی که رفتیم یک شب قبل از عملیات بود که در راه یازگشت باران به شدت میبارید واز طرفی هم هوابسیار سرد بود وباید در این موقعیت از رود یخ زده ظَلَم میگذشتیم و این درحالی بود که به نماز صبح نزدیک میشدیم ودر دید دشمن قرار داشتیم چندین شب به همین منوال گذشت تا اینکه بالاخره شب عملیات فرارسید ومن مسئول یک گروه ۱۲ نفری ازبرادران تخریب را برعهده داشتم.قرار براین بود که ما ساعت ۲۳٫۳۰پشت میدان مین عراقیها باشیم وفرصت خنثی کردن مینها وبرداشتن موانع ها را داشته باشیم وساعت یک بامداد عملیات شروع شود وابتدا باید تپه ما عملیات خودرا آغاز میکرد تا موقعیت فرماندهی  تصرف شود .از موقعیت خودی حرکت نمودیم و وارد جنگلی شدیم که رود ظَلَم از آن می گذشت(رود ظلم رودی بودکه از برف کوههای مجاور تغذیه میشد وبه طرف شهرهای حلبچه.خرمال ودجیله در حرکت بود) .به من اعلام کردند که جانشین خودت را انتخاب کن تا چنانچه  شما شهید شدید گروه شما بداند از چه کسی تبعیت نماید.برادران را جمع نمودم بعد از حلالیت طلبی دونفر را به ترتیب به عنوان جانشین اول ودوم انتخاب نمودم .نماز را درهمانجا خواندیم  آنهم چه نمازی، هرکس احساس میکرد این نماز آخرین خلوت با حضرت دوست خواهد بود بعد از نماز حرکت نمودیم ولی بخاطر راهپیمایی زیاد  موفق نشدیم تا در ساعت مقرر به وعدگاه برسیم لذابجای ساعت۲۳٫۳۰ ساعت ۲۴٫۳۰ به خط دشمن برسیم یکی از برادران اطلاعات مارا تا آنجا همراهی نمود وخودش برگشت.شرایط بسیار حساسی بود چرا که قرار بودساعت یک بامداد عملیات شروع شود واین درحالی بود که ماساعت۲۴٫۳۰به خط دشمن رسیده بودیم. وفقط نیم ساعت فرصت بود.در آن تاریکی که چشم ،چشم را نمی دید  همه کارها را انجام دهیم واین را هم بگویم که در یک منطقه

ادامه مطلب >>>

تصویر زیر کلیک نمایید

کلیک کنید تا به صفحه مورد نظر بروید

آرشیو سایت

بازدید سایت

افراد آنلاین : 3
تعداد کل مطالب : 447
بازدید امروز : 115
بازدید دیروز : 376
بازدید کل : 19982889