موضوعات سایت

برای تعجیل در فرج

من درهمه حـال از احوال پیـروانم آگاهم.امـام زمان(عج).

Loading ... Loading ...

ارزشیابی سایت

ارزیابی شما از سایت

Loading ... Loading ...

ورودی های سایت

برای ارزشیابی سایت،بفرماییدشما از کدام قشر جامعه هستید؟

Loading ... Loading ...

بگوشوهرت را نجات دادم

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا(ع)

من همان موقع شوهرت را نجات دادم

 

میگفت:درسال…. درشهرستان… تصادف کردم این تصادف بنحوی بود که خودروی ما چندین معلق زده بود وخودرو کاملا له شده بودخودوری له شده مارا به پاسگاه نیروی انتظامی شهرستان…. ومرا هم به بیمارستان  همان شهرستان منتقل کردند یکی از دوستان را فرستادم که وسایل مرا از داخل خودرو بیاوردمامورین پاسگاه به ایشان گفته بودند که مگر از سرنشینان این خودرو کسی سالم  مانده است گفته بود: بلی در بیمارستان هستند بعد از مراجعه دوستم وگزارش اینکه خودرو کاملا متلاشی شده من در این فکر فرو رفتم که  خدایا به چه واسطه ای مرا نجات دادی!!!؟

به دلیل شکستکی که داشتم مرا از شهرستان…. به شهرستان خودم برا ی عمل جراحی به بیمارستان… اعزام کردندچون پزشکی که قرار بود مرا عمل نماید به شهرستان رفته بود مقررشد که بعد ازیک هفته درمنزل به بیمارستان مراجعه کنم. طی این چند روز همش در فکر بودم که چطور من نجات یافتم درحالی که نباید زنده میماندم همسایه ای داشتیم  درعین حالی که مستاجر وفقیر بودندولی هرسال به زیارت امام رضا(ع) می رفتندیک روز صبح خانمم رفت بیرون از حیاط وبرگشت وگفت همسایه ما خوابی دیده میخوام بدونم قضیه چیه؟ گفتم چه خوابی دیده؟

گفت خانم همسایه گفته که:(نقل قول از خانم همسایه)

دیشب خواب دیدم داشتم آش نذری می پختم شما آمدی درب حیاط ما به شما گفتم بیا باملاقه آش را هم بزن تا حاجتت روا شود شما گفتی : بگذار بروم از شوهرم اجازه بگیرم وبرگردم وقتی شما رفتی دیدم آقایی

با لباس سبز رنگی آمد درب حیاط ما و به من گفت: این خانم کجا رفت؟گفتم رفت از شوهرش اجازه بگیرد وبرگردد

گفت: نه، ایشان قهر کرده !!!

به ایشان بگو قهر نکن .من همان موقع که شوهرت تصادف کرد او را نجات دادم

الآن هم آمده ام از ایشان عیادت کنم و برگردم.

گفتم: مگر شما که هستی که شوهر ایشان را نجات دادی؟

گفت:من همانی هستم که در قلب توهستم

گفتم : در قلب من (حب) آقاامام رضاست(ع)

درهمین حال شما از منزل بیرون امدی واین آقا(امام رضا.ع.) وارد منزل شما شدمقداری طول کشیدودرب حیاط باز شدآقا امدند بیرون درحالی که شوهر شما لباس سبزی همانند لباس سبزآقا پوشیده بودو آقا را بدرقه می کردندکه ناگاه از خواب بیدار شدم.

فلانی شوهر شما نجات یافته اقا اما رضاست (ع) ، بزودی بهبود خواهد یافت

من با شنیدن این این قضیه گفتم  معما حل شد

خانمم گفت:کدام معما؟؟؟؟

گفتم: من از روزی که تصادف کردم وقضیه متلاشی شدن خودرو را شنیدم در این فکر فرو رفتم که چطور من نجات یافتم حالا مشخص شد که لطف چه کسی در کار بوده است

اضافه کنم که ایشان میگفت:هرموقع کسی میخواست برود زیارت آقا امام رضا(ع)وبرای خداحافظی می آمد به ایشان میگفتم: ازقول من سلام آقا را برسانید و بگویید فلانی گفت یک نگاهی هم به ما بکن.

تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد………..حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

 

تصویر زیر کلیک نمایید

کلیک کنید تا به صفحه مورد نظر بروید

آرشیو سایت

بازدید سایت

افراد آنلاین : 2
تعداد کل مطالب : 447
بازدید امروز : 114
بازدید دیروز : 376
بازدید کل : 19982888