موضوعات سایت

برای تعجیل در فرج

من درهمه حـال از احوال پیـروانم آگاهم.امـام زمان(عج).

Loading ... Loading ...

ارزشیابی سایت

ارزیابی شما از سایت

Loading ... Loading ...

ورودی های سایت

برای ارزشیابی سایت،بفرماییدشما از کدام قشر جامعه هستید؟

Loading ... Loading ...

1-احادیث سری اول

احادیث ویژه غیبت امام زمان.عجل الله تعالی فرجه الشریف

مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى وَ الْحَسَنُ بْنُ مُحَمَّدٍ جَمِیعاً عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْکُوفِیِّ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّیْرَفِیِّ عَنْ صَالِحِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ یَمَانٍ التَّمَّارِ قَالَ کُنَّا عِنْدَ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ ع جُلُوساً فَقَالَ لَنَا إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَیْبَهً الْمُتَمَسِّکُ فِیهَا بِدِینِهِ کَالْخَارِطِ لِلْقَتَادِ ثُمَّ قَالَ هَکَذَا بِیَدِهِ فَأَیُّکُمْ یُمْسِکُ شَوْکَ الْقَتَادِ بِیَدِهِ ثُمَّ أَطْرَقَ مَلِیّاً ثُمَّ قَالَ إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَیْبَهً فَلْیَتَّقِ اللَّهَ عَبْدٌ وَ لْیَتَمَسَّکْ بِدِینِهِ

یمان تمار گوید: خدمت امام صادق علیه السلام نشسته بودیم ، به ما فرمود: همانا صاحب الامر را غیبتى است ، هر که در آنزمان دینش را نگه دارد مانند کسى است که درخت خارقتاد را با دست بتراشد (قتاد: درختى است که خار بسیار دارد و خارهایش مثل سوزن است و تراشیدن خارش باین طریقست که یکدست را بالاى شاخه محکم گرفته ، با دست دیگر تا پائین بکشند و این جمله در عرب مثلى است براى انجام کارهاى دشوار و سخت) سپس فرمود: اینچنین و با اشاره دست مجسم فرمود کدامیک از شما میتواند خار آن درخت را بدستش نگهدارد، سپس لختى سربزیر انداخت و باز فرمود: همانا صاحب الامر را غیبتى است ، هر بنده ئى باید از خدا پروا کند، و بدین خود بچسبد

اصول کافى جلد ۲ صفحه ۱۳۲ روایه ۱


عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عِیسَى بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَخِیهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ إِذَا فُقِدَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ السَّابِعِ فَاللَّهَ اللَّهَ فِى أَدْیَانِکُمْ لَا یُزِیلُکُمْ عَنْهَا أَحَدٌ یَا بُنَیَّ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ مِنْ غَیْبَهٍ حَتَّى یَرْجِعَ عَنْ هَذَا الْأَمْرِ مَنْ کَانَ یَقُولُ بِهِ إِنَّمَا هِیَ مِحْنَهٌ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ امْتَحَنَ بِهَا خَلْقَهُ لَوْ عَلِمَ آبَاؤُکُمْ وَ أَجْدَادُکُمْ دِیناً أَصَحَّ مِنْ هَذَا لَاتَّبَعُوهُ قَالَ فَقُلْتُ یَا سَیِّدِى مَنِ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ السَّابِعِ فَقَالَ یَا بُنَیَّ عُقُولُکُمْ تَصْغُرُ عَنْ هَذَا وَ أَحْلَامُکُمْ تَضِیقُ عَنْ حَمْلِهِ وَ لَکِنْ إِنْ تَعِیشُوا فَسَوْفَ تُدْرِکُونَهُ

على بن جعفر از برادرش موسى بن جعفر علیه السلام نقل کند که فرمود: هرگاه پنجمین فرزند هفتمین ناپدید شود(مراد به هفتمین خود آنحضرت و مراد بفرزند پنجم ، حضرت صاحب الامر علیه السلام است و گویا تعبیر باین جمله بواسطه اشاره و تعریفش بطایفه و اقفیه است که امام هفتم را صاحب غیبت میدانند و به پنج امام بعد از وى معتقد نیستند)خدا را، خدا را، نسبت بدینتان مواظب باشید، مبادا کسى شما را از دینتان جدا کند، پسر جان (در عرب رسم است که ببرادر کوچکتر از نظر تلطف و مهربانى بنى (پسر جان ) میگویند و ممکن است خطاب بهمه فرزندانش ‍ در حضور برادرش بوده باشد) ناچار صاحب الامر غیبتى کند که معتقدین بامامت هم از آن برگردند، همانا امر غیبت یک آزمایشى است از جانب خداى عزوجل که خلقش را بوسیله آن بیازماید، اگر پدران و اجداد شما (امامان و پیغمبران پیشین ) دینى درست تر از این دین سراغ داشتند، از آن پیروى میکردند (پس اگر دیگران بواسطه طول غیبت امام از دین برگشتند شما ثابت و پا برجا باشید) من عرضرکردم : آقاى من ! پنجمین فرزند هفتمین کیست ؟ فرمود. پسر جان ! عقل شما از درک آن کوچکتر و مغز شما از گنجایش آن تنگتر است ولى اگر زنده باشید بدان خواهید رسید

اصول کافى جلد ۲ صفحه ۱۳۲ روایت ۲


مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِى نَجْرَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُسَاوِرِ عَنِ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِیَّاکُمْ وَ التَّنْوِیهَ أَمَا وَ اللَّهِ لَیَغِیبَنَّ إِمَامُکُمْ سِنِیناً مِنْ دَهْرِکُمْ وَ لَتُمَحَّصُنَّ حَتَّى یُقَالَ مَاتَ قُتِلَ هَلَکَ بِأَیِّ وَادٍ سَلَکَ وَ لَتَدْمَعَنَّ عَلَیْهِ عُیُونُ الْمُؤْمِنِینَ وَ لَتُکْفَؤُنَّ کَمَا تُکْفَأُ السُّفُنُ فِى أَمْوَاجِ الْبَحْرِ فَلَا یَنْجُو إِلَّا مَنْ أَخَذَ اللَّهُ مِیثَاقَهُ وَ کَتَبَ فِى قَلْبِهِ الْإِیمَانَ وَ أَیَّدَهُ بِرُوحٍ مِنْهُ وَ لَتُرْفَعَنَّ اثْنَتَا عَشْرَهَ رَایَهً مُشْتَبِهَهً لَا یُدْرَى أَیٌّ مِنْ أَیٍّ قَالَ فَبَکَیْتُ ثُمَّ قُلْتُ فَکَیْفَ نَصْنَعُ قَالَ فَنَظَرَ إِلَى شَمْسٍ دَاخِلَهٍ فِى الصُّفَّهِ فَقَالَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ تَرَى هَذِهِ الشَّمْسَ قُلْتُ نَعَمْ فَقَالَ وَ اللَّهِ لَأَمْرُنَا أَبْیَنُ مِنْ هَذِهِ الشَّمْسِ

مفضل بن عمر گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام مى فرمود: بپرهیزید از شهرت دادن و فاش کردن (خصوصیات امر امام دوازدهم علیه السلام ) همانا بخدا که امام شما سالهاى سال از روزگار این جهان غایب شود و هر آینه شما در فشار آزمایش قرار گیرید تا آنجا که بگویند: امام مرد، کشته شد، بکدام دره افتاد ولى دیده اهل ایمان بر او اشک بارد، و شما مانند کشتیهاى گرفتار امواج دریا متزلزل و سرنگون شوید، و نجات و خلاصى نیست ، جز براى کسى که خدا از او پیمان گرفته و ایمان را در دلش ثبت کرده و بوسیله روحى از جانب خود تقویتش ‍ نموده ، همانا دوازده پرچم مشتبه برافراشته گردد که هیچ یک از دیگرى تشخیص داده نشود (حق از باطل شناخته نشود).
مفضل گوید: من گریستم و عرضکردم : پس ما چکنیم ؟ حضرت بشعاعى از خورشید که در ایوان تابیده بود اشاره کرد و فرمود: اى ابا عبداللّه : این آفتابرا میبینى ؟ عرضکردم : آرى ، فرمود: بخدا امر ما از این آفتاب روشنتر است (یعنى علوم و معجزات و اخلاق و کمالات امام زمان علیه السلام براى راهنمائى مردم بحق از آفتاب روشن تر است
).

اصول کافى جلد ۲ صفحه ۱۳۳ روایت ۳


عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنِ ابْنِ أَبِى نَجْرَانَ عَنْ فَضَالَهَ بْنِ أَیُّوبَ عَنْ سَدِیرٍ الصَّیْرَفِیِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ فِى صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ شَبَهاً مِنْ یُوسُفَ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ کَأَنَّکَ تَذْکُرُهُ حَیَاتَهُ أَوْ غَیْبَتَهُ قَالَ فَقَالَ لِى وَ مَا یُنْکَرُ مِنْ ذَلِکَ هَذِهِ الْأُمَّهُ أَشْبَاهُ الْخَنَازِیرِ إِنَّ إِخْوَهَ یُوسُفَ ع کَانُوا أَسْبَاطاً أَوْلَادَ الْأَنْبِیَاءِ تَاجَرُوا یُوسُفَ وَ بَایَعُوهُ وَ خَاطَبُوهُ وَ هُمْ إِخْوَتُهُ وَ هُوَ أَخُوهُمْ فَلَمْ یَعْرِفُوهُ حَتَّى قَالَ أَنَا یُوسُفُ وَ هَذَا أَخِى فَمَا تُنْکِرُ هَذِهِ الْأُمَّهُ الْمَلْعُونَهُ أَنْ یَفْعَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِحُجَّتِهِ فِى وَقْتٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ کَمَا فَعَلَ بِیُوسُفَ إِنَّ یُوسُفَ ع کَانَ إِلَیْهِ مُلْکُ مِصْرَ وَ کَانَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ وَالِدِهِ مَسِیرَهُ ثَمَانِیَهَ عَشَرَ یَوْماً فَلَوْ أَرَادَ أَنْ یُعْلِمَهُ لَقَدَرَ عَلَى ذَلِکَ لَقَدْ سَارَ یَعْقُوبُ ع وَ وُلْدُهُ عِنْدَ الْبِشَارَهِ تِسْعَهَ أَیَّامٍ مِنْ بَدْوِهِمْ إِلَى مِصْرَ فَمَا تُنْکِرُ هَذِهِ الْأُمَّهُ أَنْ یَفْعَلَ اللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ بِحُجَّتِهِ کَمَا فَعَلَ بِیُوسُفَ أَنْ یَمْشِیَ فِی أَسْوَاقِهِمْ وَ یَطَأَ بُسُطَهُمْ حَتَّى یَأْذَنَ اللَّهُ فِى ذَلِکَ لَهُ کَمَا أَذِنَ لِیُوسُفَ قَالُوا أَ إِنَّکَ لَأَنْتَ یُوسُفُ قالَ أَنَا یُوسُفُ

سدیر صیرفى گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام مى فرمود: همانا صاحب الامر علیه السلام شباهتهائى بجناب یوسف علیه السلام دارد، بحضرت عرضکردم : گویا امر زندگى یا امر غیبت آنحضرت را یاد میکنید، فرمود: خوک و شان این امت چه چیز را انکار میکنند؟! همانا برادران یوست نوادگان و فرزندان پیغمبران بودند و با او (در مصر) تجارت و معامله کردند و سخن گفتند، بعلاوه ایشان برادر او و او برادر ایشان بود، با وجود این همه او را نشناختند تا آنکه خودش گفت : ((من یوسفم و این برادر منست )) پس چرا لعنت شدگان این امت انکار میکنند که خداى عزوجل در یکزمانى با حجت خود همان کند که با یوسف کرد. (یعنى او را تا مدتى غایب کند که چون او را ببینند نشناسند).
همانا یوسف سلطان (مشهور و مقتدر) مصر بود و فاصله میان او و پدرش ۱۸ روز راه بود، اگر میخواست پدرش را بیاگاهاند میتوانست ، ولى یعقوب و فرزندانش پس از دریافت مژده یوسف ، فاصله میان ده خود و شهر مصر را در مدت نه روز پیمودند. پس این امت چرا انکار میکنند که خداى جل و عز با حجت خود همان کند که با یوسف کرد، بطوریکه او در بازارهاى ایشان راه رود و پاى روى فرش آنها گذارد (با وجود این او را نشناسند) تا خدا درباره او اجازه دهد، چنانکه بیوسف اجازه فرمود و آنها گفتند همین تو خود یوسف هستى ؟!! گفت : من یوسفم

اصول کافى جلد ۲ صفحه ۱۳۴ روایت ۴


تصویر زیر کلیک نمایید

کلیک کنید تا به صفحه مورد نظر بروید

آرشیو سایت

بازدید سایت

افراد آنلاین : 1
تعداد کل مطالب : 446
بازدید امروز : 304
بازدید دیروز : 378
بازدید کل : 19982702